آموزش مسائل زناشوئی

چه كسي بايد رابطه جنسي را شروع كند ؟ زن يا مرد

 

 چه كسي بايد رابطه جنسي را شروع كند ؟ زن يا مرد

زوج‌هايي كه از سكس باز مي‌ايستند، معمولاً به خاطر كند شدن مرد است. مرد به دلايل مختلف از شروع كردن رابطه جنسي دست مي‌كشد؛ ولي يكي از مهم‌ترين دلايلش شايد بيش از اندازه شروع شدن رابطه جنسي از طرف زن باشد. شروع كردن‌هاي مدام سكس از جانب زن نه تنها كم كم خود او را دچار احساس حرمان خواهد كرد، بلكه مرد نيز به تدريج به سكس داشتن با او بي‌علاقه مي‌شود.

اكثريت زنان نمي‌داند اگر بيش از آني كه مردان در پي‌شان هستند، خودشان در پي مرد باشند،‌ مرد سرانجام منفعل مي‌شود. اگر گاه گاه كمي نواختن و سر در پي مرد گذاشتن مزه‌ي خودش را دارد و مرد مي‌فهمد كه زمان مناسبي است كه زن را دنبال كند، ولي تكرار اين عمل،‌ بي‌آن كه مرد دربيابد علاقه‌ي او را به سكس خاموش مي‌كند.

وقتي زن بيش از حد مسئوليت آغاز كردن سكس را به عهده گيرد، باعث كاهش تدريجي انگيزه‌ي مرد مي‌شود. زن مرتباً بخش مردانه‌اش را نشان مي‌دهد؛‌ پس مرد به سمت بخش زنانه و پذيرنده‌ي خود رانده مي‌شود. چنين عدم تعادلي به تدريج شور و حرارت جنسي را در زندگي زناشويي مي‌فرسايد.

معمولاً مرد حتي نمي‌فهمد كه چه بر سر شور و حرارت جنسي‌اش آمده؛‌ و بدتر اين كه ممكن است به اشتباه فكر كند ديگر همسرش برايش جذابيتي ندارد.
توجه داريد! يك فقدان تعادل ساده مي‌تواند به بحراني جدي بينجامد. بنابراين، زن با علامت فرستادن و به طور غيرمستقيم سكس خواستن، به درستي مي‌تواند از بخش مردانه‌ي شوهرش حمايت كند- بخشي كه زن آرزوي آن را دارد و در خيالِ دنبال شدن توسط آن به سر مي‌برد.

جالب است كه خود مردان نيز نمي‌دانند سماجت زياد زن يا پيش‌دستي‌اش در سكس مي‌تواند موجب افول انگيزه‌ي آنان شود. بعضي از مردان در ابتدا از سماجت زن خيلي خوششان مي‌آيد؛‌ منتها پس از چندي متحير مي‌شوند كه چرا ديگر مجذوب آن زن نيستند يا چرا ناگهان زنان ديگر برايشان جذاب‌تر مي‌شوند. زني كه در سكس سمج است، در ابتدا عالي به نظر مي‌رسد. شايد به خاطر اين كه مرد به اين طريق از خطر رد شدن و طرد شدن در امان مي‌ماند؛ ولي اين كافي نيست. مرد از ماهيت خود دور شده، مسير اشتباهي را جلوي خود گرفته، پس صدمه‌اش را خواهد ديد.

زنان معمولاً شكايت مي‌كنند كه مايل به پيش‌دستي براي شروع سكس نيستند،‌ ولي وقتي مي‌بينند مرد هم منتظر همين نشسته، خود را ناگزير به آن مي‌بينند. توصيه‌ام اين است كه به جاي شروع كردن سكس، زن مي‌تواند توجه‌اش را به فرستادن اين پيام براي مرد معطوف كند كه اگر مرد سكس را شروع كند، با خطر طرد شدن رو به رو نيست.

هر از گاه شروع كردن رابطه جنسي براي زن مسئله‌اي ندارد. مسئله وقتي آغاز مي‌شود كه شروع كردن‌هايش مستمر شود. در اين صورت، سكس خواستن مرد كمتر و كمتر شده،‌ و در طي زمان، علاقه‌اش را از دست مي‌دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 1:4  توسط علي سلطاني مجد  | 

خواب های جنسي که گاهی باعث آزار ما می شوند !

 

خواب های جنسي  که گاهی باعث آزار ما می شوند !

(بررسی خواب های جنسی در نوجوانان و جوانان)

منبع : پايگاه اطلاع رساني پزشكان بدون مرز

حـتی در ایـن دوران کـه مسائـل رابطـه های جنسی کمـی بـازتـر شـده اسـت، بـاز هم خیلی از مردم وقتی خوابی در ایـن رابطـه داشتـه باشند، نگـران می شونـد. بـه ویـژه، اگـر عــملی که در خواب انجام داده اید، در زندگی عادی برایتان غیر منتظره و تکان دهنده باشد، این خواب ها آزار دهنده ترخواهد شد.

اما، خیلی از افراد هم هستند که اصلاً از چنین خواب هایی ناراحت نمی شوند، بلکه از آن لذت هم می برند. می توان گفت این بهترین رفتاری است که می توانید داشته باشید.

چرا خواب رابطه جنسی می بینیم؟

ما به خاطر فعالیت های شدیدی که بطور مداوم در ذهن ناخودآگاهمان در حال انجام است، خواب می بینیم. و از آنجا که رابطه جنسی یکی از نیرومندترین غرایز و امیال انسانی است، حیرت انگیز نیست که برخی خواب های ما محتوای جنسی داشته باشد.

اگر میل و انگیزه شدیدی برای انجام برخی کارها داشته باشیم، احتمال اینکه آن را در خواب ببینیم خیلی زیاد است و ذهن خودآگاه ما نمی تواند از اتفاق آن جلوگیری کند.

آیا حقیقت دارد که ذهن خودآگاه ما خوابهای جنسی را سانسور می کند؟

بله. ذهن چیزی دارد به اسم “سانسور رویا” که خواب ها را تصفیه می کند. پس اگر فردی در امور دینی و اخلاقی دیدگاهی بسیار سخت گیرانه داشته باشد، و شروع به دیدن یک خواب جنسی کند، قابلیت سانسور رویاها در ذهن آن خواب را جوری تغییر می دهند که صحنه های خیلی گستاخانه با سمبل ها و نشانه هایی جایگزین میشوند.

از اینرو، مردی با اخلاقیات جنسی بسیار خشک و سختگیرانه، ممکن است در عمق ناخودآگاه خود میل شدیدی به داشتن رابطه جنسی با زنی زیبا داشته باشد. در این مورد، به جای اینکه آن فرد خواب اندام های جنسی زنانه را ببیند، در خواب لوله ها یا تونل هایی می بیند. و به جای دیدن سینه زنان در خواب خواب تپه های بسیار دلپذیر و زیبا می بیند، و از این قبیل.

به همین ترتیب، زنی که اخلاقیات جنسی او بسیار خشک و سختگیرانه است، آلت جنسی مردانه در خواب نمی بیند و درعوض سمبل هایی از آن مثل موشک، سیگار و دودکش های بلند را در خواب می بیند.

اما تجربه نشان می دهد این نوع رویاهای سمبلیک نسبت به قبل کمتر شده است. مردم نسبت به نسل های قبل در امور جنسی بازتر شده اند، به همین خاطر است که در خواب س ک س را به وضوح و آشکار می بینند نه سمبل هایی از آن را.

آیا احتمال ارگاسم شدن در خواب وجود دارد؟

مطمئناً. البته برای خانم ها خیلی کم پیش می آید اما امکان پذیر است به ویژه زمانهایی که آمادگی جنسی لازم را داشته باشند.

روی تحقیقی کار می کردم که در آن تعداد زیادی از خانم اعتراف کردند که اولین ارگاسمشان در خواب اتفاق افتاده است.

مردها چطور؟

اکثر مردها در دوره نوجوانی خود تا ۲۰، ۳۰ سالگی خواب های جنسی بسیار زیادی داشته اند. تکرار این رویاها با بالا رفتن سن کمتر می شود اما بسیاری از مردهایی که میل جنسی زیادی دارند، تا سن ۶۰، ۷۰ سالگی هم چنین خوابهایی می بینند.

در مردها، این خواب ها تا مرحله ارگاسم و ارضا شدن مرد پیش می رود. در جوانی این ممکن است مایه خجالت آنها شود، به ویژه اگر بعد از بیدار شدن ببینند که ملحفه ها کثیف شده است. اما برای جلوگیری از وقوع آن هیچ کاری نمی توان انجام داد.

اگر مشکلتان کثیف شدن ملحفه ها باشد، بهتر است با شرت بخوابید اما درمورد مردهای خیلی جوانی که اسپرمشان زیاد است، کثیف شدن ملحفه ها اجتناب ناپذیر است مگر اینکه یک حوله ضخیم زیر خود بیندازید.

آیا ارگاسم در خواب مضر است؟

خیلی از مردها تصور می کنند که ارضا شدن در خواب زیان آور است. اغلب آنها شنیده اند که از دست رفتن اسپرم، باعث ضعیف شدن جسمی آنها یا کوتاه شدن عمرشان می شود. اما این کاملاً نادرست است. این خواب ها فقط واکنش طبیعی بدن به هورمون هاست—تقریباً مثل عادت ماهیانه که در خانم ها روی می دهد.

با خواب های جنسی آزار دهنده چه باید کرد؟

بیشتر خواب های جنسی طبیعی هستند و نباید احساس نگرانی کرد. گاهی اوقات این خواب ها فعالیت هایی در خود دارد که ممکن است تصور کنید در زندگی واقعی هیچوقت آن را انجام نمی دهید. اما اشکالی ندارد.

اما، بعضی افراد رویاهای جنسی بسیار آزاردهنده ای دارند—مثل رابطه جنسی با محارم، سکس خشن، و تجاوز. اگر این رویاها مکرراً برایتان اتفاق افتاد، احتمالاً یک دلیل روانشناسی پشت آن وجود دارد.

اگر این خواب ها ناراحتتان می کند و می خواهید دلیل آن را بفهمید، بهترین راه این است که با یک روانشناس مشورت کنید. این افراد با پیش زمینه روانکاوی خود آشنایی بیشتری با دنیای خواب دارند. اما برخی متخصصین هیپنوتیزم درمانی مهارت ویژه ای در کمک به افراد برای کنترل خواب های خود دارند و با هیپنوتیزم به آنها کمک می کنند پایان دیگری برای رویایشان بسازند تا دیگر برایشان آزاردهنده نباشد.

رویای عشق

گاهی اوقات بعضی افراد خواب هایی می بینند که در آن فردی عمیقاً دوستشان دارد، در آغوش می گیردشان و نوازششان می کند رویاهایی که به آن صورت رابطه جنسی در آن نیست اما فرد را عمیقاً در خواب به سمت فرد مقابلش می کشاند.

این رویاها معمولاً برای فرد بسیار تکان دهنده هستند، چون معمولاً فردی که در خواب به آنها عشق می ورزیده، همسر یا شریک زندگی واقعیشان نیست.

تجربه نشان داده که این رویاها حرف های زیادی را می تواند برایمان بازگو کند. اینگونه رویاها می تواند به ما نشان دهد که ما از وضعیت کنونی زندگی خود چندان راضی نیستیم و میل و اشتیاق ما را برای یک تجربه عشقی جدید نشان می دهد که در ازدواج یا رابطه کنونیمان وجود ندارد.

اگر شما چنین خواب هایی می بینید و برایتان آزاردهنده است، بهتر است با یک مشاور خانواده مشورت کنید تا ببینید دلیل این رویاهایتان چه بوده است.

مطمئناً همه ما رویاهایی می بینیم که در آن مسائل نامتجانسی با کسانی که فکرش را هم نمی کنیم برایمان اتفاق می افتد، اما وقتی این رویاها لحظات بیداری ما را در یکی دو روز پس از آن به خود مشغول کند، بهتر است به دلیل احتمالی آن و پیامی که آن رویا می تواند برای ما داشته باشد فکر کنیم.

منبع : پايگاه اطلاع رساني پزشكان بدون مرز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 0:9  توسط علي سلطاني مجد  | 

سوالاتي كه در جلسه خواستگاري بايد مطرح شوند

 

سوالاتي كه در جلسه خواستگاري بايد مطرح شوند

منبع: سايت همدردي

من بیشتر دوست دارم به جای ماهی به شما  ماهیگیری را یاد بدهم. یعنی نحوه سئوال ساختن را می گویم، سئوال را خودتان طرح کنید .

نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:

1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده  و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.

2 -  سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:

نظر شما در مورد حجاب چیست؟

-  شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟

 - شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟

-  میعارهای شما برای ازدواج چیست؟

-  شما چه نقشی برای  زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟

چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد

3 -  به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.

شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟

آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟

آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟

آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟

آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟

آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟

آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟

آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟

آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟

آیا یک آقا یا یک خانم  پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟

آیا برای یک خانم  دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟

آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟

و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.

(این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)

4-  حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.

بعضی از مهمترین محورها اینها هستند 

الف) سئوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد

مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و .....

یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟

مثلا:

شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟

آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)

ب ) سئوالتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد

مثلا:

با سئوالتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)

-  کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.

- همچنین سئوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و....،

ج ) انعطاف پذیری

این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست.

به این سئوال توجه کنید:

اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟

نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب.

اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)

اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)

در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:

باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب  و جوابی شبیه این:

به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت

18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.

( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)

نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.

د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد

شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....

هـ) مسائل اقتصادی خانواده

این بند هم باید با سئوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟

درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟

و) میزان استقلال یا وابستگی فرد

مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟

سئوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید.

یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟

یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟

ز) صفات شخصی و روانی:

افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند.

همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )،  منزوی و بی علاقه به تفریح،  (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.

ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:

این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم.

این سئوال را دقت کنید:

آیا وقتی ما در دورن و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟

آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟

آیا شما هم با این موافقید که  خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟

چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟

ط) دوستان

اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد.

سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)

با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)

با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)

ی) خانواده فرد

سئوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و ...، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند.

ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و .... در فرد و خانواده اشان

این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند.

( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری اتان موثر هست)

ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده

شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا ....

سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد.

م ) و سئوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد. هماطور که قبلا گفته بودم، باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی حاصل کنید، ب

از این دیدگاه بخوانید که بر اساس بندهای آن سئوالات عینی در بیاورید و متوجه شوید ، آیا همسر شما زمان ازدواجش فرا رسیده است، یا فردی هست از نظر احساس و فکری کودک و از نظر سنی بالغ)

در خاتمه توصیه دیگری هم دارم.

از آنجا که خیلی مسائل شناسایی در ازدواج مهم هستند، اگر بتوانید به همراه هم به مشاور خانواده مراجعه کنید، و نظر او را نیز بگیرید، کمک زیادی در تصمیم گیری به شما می شود.

منبع: سايت همدردي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:51  توسط علي سلطاني مجد  | 

تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج}

 

تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج}

منبع سايت همدردي

1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:

- ( من) دوستت دارم

- ( من) برات می میرم                                                       

- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه

- ( من ) همیشه به فکر توام

-( من) را فراموش نکن

- ( من ) از تو رنجیدم

در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.

2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم». 

3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.

4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.

بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»

در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.

از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)

خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).

اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند  و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.

احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.

 

5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.

6 –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق

7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.

یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.

8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.

منبع سايت همدردي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 0:16  توسط علي سلطاني مجد  | 

قبل از ازدواج از سلامت جنسي يا اختلالات جنسي خود مطلع شويم

 

 

قبل از ازدواج از سلامت جنسي يا اختلالات جنسي خود مطلع شويم

مقاله از علي سلطاني مجد

پله هاي دادگاه را بالا و پايين ميروند ، هنوز 6 ماه از عقد نگذشته با آشفتگي خاطر ، آبروي ريخته شده را چه كند ، اونطرف دختري كه با صدها ارزو راهي خانه بخت شده گريه ميكنه خودش رو مخفي ميكنه تا مبادا يه اشنا اونو ببينه هنوز 6 ماه نشده اسم شوهر در شناسنامه درج شده تا همين چند روز پيش به فكر ساختن زندگي خود بودند غافل از اينكه  شايد چيزي كه به آن حتي يك درصد فكر نميكردند اتفاق بيافتد  .

روايت ذكر شده حقيقتيست تلخ كه هر روز چندين زوج با اين حقيقت روبرو مي شوند و ما باز هم فكر ميكنيم اينگونه اتفاقات براي ما روي نميدهد و فقط برياي ديگران است همان تصوري كه آن زوجها روزي در جايگاه شما داشته اند . پس شما بهتره خود را امروز در جايگاه اونا فقط تصور كنيد براي لحظاتي كوتاه .

متاسفانه به علت ضعف اطلاع رساني و عدم آگاهي عده كثيري از نوجوانان ، جوانان و والدين از اختلالات جنسي ،  شاهد شكست در ازدواج جوانان هستيم . 

هميشه پيشگيري بهتر از درمان است 

راههاي اطلاع از سلامت جنسي و پيشگيري و درمان اختلالات جنسي

اولا اختلالات جنسي فقط جسماني و هورموني نيستند و افكار رواني نيز بر آنها تاثير گذار است . در مورد آقايان توصيه مي شود قبل از ازدواج  حداقل هر 12 ماه ( يكسال ) يك مرتبه تستهاي مربوط به ميزان اسپرم ، نعوظ ،  اندازه بيضه ها ، ميزان غلظت مني ، انزال زودرس ، انزال ديرس ، تغيير رنگ مني ، خون در مني ، ادرار به ميزان غالب در مني و بيماريهاي همچون واريكسل و ...  همچنين در مورد  هپاتيت و تالاسمي  و  آزمايشات  مخصوص را به انجام برسانند 

همچنين در صورتي كه  تفكرات جنسي آنها يا فانتزيهاي جنسي آنها با ساير همجنسان خود تفاوت زيادي دارد همانند انواع فتيش ، عدم ثبات جنسيتي ( مرداني كه دوست دارند زن باشند يا برخي رفتراهاي زنانه دارند) ، همجنسگرايي ، تفكرات جنسي محيطي ( در ذهن خود تصور ميكنند فقط در محيط خاصي ميتوانند رابطه جنسي را انجام دهند ) تفكران جنسي عملي ( در ذهن خود تصور ميكنند فقط از يك نوع پوزيشن خاص در رابطه جنسي لذت ميبرند) اينگونه افراد بايد قبل از ازدواج با مراجعه به مشاوره جنسي سعي در برطرف ساختن و نرمال سازي تفكرات جنسي خود با توجه به جنسيتي كه دارند داشته باشند .

در مورد خانمها  اولا توصيه ميشود دختر خانمها حتما پيش از ازدواج هر 4 ماه يكبار به متخصص زنان مراجعه و از سلامت دستگاه تناسلي خود ، نوع پرده بكارت ، ضخامت پرده بكارت ، سالم بودن پرده بكارت ، عدم عفونتهاي دهانه رحم و واژن ، عدم چرخش دهانه رحم ، خشكي واژن ، سفت شدن ناگهاني و درد درناحيه پستانها ، عفونتهاي زنانه ، تغيير در عادت ماهانه ( كم يا زياد شدن تعدادد دفعات آن ) دردهاي ناحيه دستگاه تناسلي و زير شكم كه متفاوت با درد دوران عادت ماهانست . و همينطور در مورد ارگاسم ، تفكرات جنسي ، عدم تحريك پذيري و ساير مواردي كه در بالا بدان اشاره شده است اقدام كنند .

صحبت كردن راجع به مسايل جنسي

الزاما در دوران نامزدي قبل از عقد توصيه مي شود هر دو طرف نيازهاي جنسي و تمايلات جنسي خود را با هم در ميان بگذارند اما اين گفتگو نبايد به گونه اي باشد كه دنباله دار و تحريك آميز باشد  چنانچه دچار اختلالات جنسي هستيد و تحت درمان ميباشيد اين موضوع را نيز مطرح سازيد  و البته نكته مهم اگر به هر ترتيب قبلا رابطه جنسي را در هر حدي تجربه كرده ايد نيازي به بازگو كردن آن نيست چرا كه در صورت بازگو كردن اين مطلب  به صورت نا خود آگاه تاثير منفي بر روي افكار جنسي طرف مقابل خود گذاشته ايد و اون فرد در خلوت خود و در ذهن خود تصويري زا رابطه جنسي كه شما از آن سخن گفته ايد را بازسازي ميكند .

نقش والدين

پدر ها و مادرها صحبت كردن در مورد مسايل جنسي به خصوص در زماني كه بحث ازدواج فرزندان به ميان ميايد امريست ضروري و وظيفه پدري هرپدر است كه با پسر خود راحت و ازادانه راجع به مسايل جنسي و وظيفه مادري هر مادريست كه با دختر خود راجع به آميزش جنسي ، پرده بكارت ، شب زفاف و ... صحبت كند اين بي حيايي نيست و اين عين تربيت است و ضروري ميباشد بايد با فرزندان خود دوست باشيد .

موفق و پايدار باشيد

با تشكر از شما

علي سلطاني مجد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 1:0  توسط علي سلطاني مجد  | 

ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر

 

ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر

منبع وب سايت همدردي 

با چه كسي ازدواج كنيم ؟‌ چگونه همسرآينده امان را بشناسيم؟ چه شرايطي براي همسر در نظر بگيريم ؟ در چه سني بايد ازدواج كرد؟ چه شرايطي بايد داشته باشيم تا ازدواج كنيم ؟

و هزاران سئوال از اين دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور مي كنند و به دنبال جواب هستند. در اين يادداشت و چندين يادداشت بعدي ، سعي ما بر اين است كه به اين مهم بپردازيم و سئوالاتي كه مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسي كاربردي پاسخ دهيم.

در مورد ازدواج بايد بگوئيم كه : اين رابطه تنها به منظور ارضاي تمايلات آني نيست . بلكه زندگي آينده و خوشبختي زن و مرد و كودكان آنها بر اساس اين پيوند قرار گرفته است و چنانكه در بحث تربيت كودك نيز شرح داديم يكي از علل عمده اختلالات رواني در كودكان ، گسسته شدن رابطه خانواده و يا اختلافات خانوادگي است.

ازدواج موفق بستگي به عوامل مختلفي دارد كه خيلي از آنها را بايد در دوران نامزدي ( قبل از ازدواج ) ارزيابي كرد. عوامل ديگري نيز در موفقيت زندگي زناشويي موثر است كه مي توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.

در ازدواج ، سازش دائمي و از خودگذشتگي فراوان لازم است ، ولي اگر زن و مرد قبل از ازدواج با يكديگر توافق بيشتري داشته باشند ، امكان سازش بعدي بيشتر خواهد بود.

مهمترين عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :

1 - رشد عاطفي و فكري

2 - تشابه علايق و طرز تفكر

3 - تشابه مذهبي ( مسائل عيني مذهبي مد نظر است نه كليات )

4 - تشابه تحصيلي و طبقاتي

5 - تشابه طرز فكر نسبت به امور جنسي

6 - تشابه علاقه به زندگي و سرعت عمل در كارها

7 - رابطه با خانواده زن و شوهر

سعي ما بر اين است كه در اين يادداشت و يادداشت هاي بعدي موارد هفتگانه فوق را شرح دهيم و در اين يادداشت معيار اول را بحث مي كنيم.

1 - رشد عاطفي و فكري

مهمترين عامل موفقيت در زندگي زناشويي ، رشد عاطفي و فكري است. البته واضح است كه درجه رشد عاطفي و فكري تنها بستگي به سن ندارد ، بلكه سن رواني ، اجتماعي و عاطفي و سن جسماني همه از عوامل موثر روشنفكري است. اگر اين عوامل فراهم باشد ، بهترين سن براي ازدواج 25 سالگي براي مرد و 22 سالگي براي زن است.

در اين سن يك فرد عادي به اندازه كافي رشد و ثبات فكري و عاطفي دارد و امكان تغيير ناگهاني در رفتار او كم است ، اگر چه در اين سن عادات مختلف در فرد به صورت محكمي در آمده ، ولي هنوز قابليت تطبيق و سازش در او موجود است. البته بايد اضافه كرد كه اين سن را تنها از لحاظ كلي انتخاب كرديم ، بدين معني كه خيلي ازدواجهاي مقرون به خوشبختي وجود دارد كه زن و مرد در موقع ازدواج بسيار مسن تر يا جوان تر از سن مذكور بوده اند.

رشد جسماني نيز عامل مهمي در آمادگي براي ازدواج است. اگر چه در اجتماع كنوني ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت مي گيرد ،‌ معهذا بايد گفت كه روان شناسان ، زناشويي كودكان تازه بالغ را كه آمادگي وارد شدن به زندگي پر مسئوليت زناشويي را ندارد ، صلاح نمي بينند.

مسئله ديگري كه از لحاظ بهداشت رواني قابل ملاحظه است اينكه آيا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشويي خواهد شد يا خير ؟ تحقيقاتي كه در اين زمينه موجود است نشان مي دهد كه مردان تمايل دارند كه با زنان كم هوش تر از خود ازدواج كنند و اغلب زنهاي خيلي با هوش مجرد مي مانند. از لحاظ خوشبختي زناشويي ، صلاح است كه مرد از لحاظ هوش ، كمي برتر از زن باشد ، زيرا محيط ما چنين اقتضاء مي كند. ولي تفاوت زيادي در اين مورد نبايد وجود داشته باشد‌ ، زيرا در غير اين صورت علايق و طرز تفكر آنان با يكديگر توافق نخواهد داشت. البته امكان دارد ازدواج موفقيت آميزي كه در آن زن با هوش و فعالي شريك است ، وجود داشته باشد ، ولي خطرات ناشي از آن زياد است . در واقع هوش يك معياري است كه علايق و طرز تفكر خاصي را توليد مي كند و درصورت اختلاف هوشي زياد انطباق و توافق طرفين به شدت كاهش مي يابد.

رشد اجتماعي رابطه نزديكي با رشد عاطفي و فكري دارد ، زيرا شخصي كه از لحاظ اجتماعي رشد كرده است ، روابط اجتماعي را بهتر درك مي كند . او مي داند چگونه با ديگران ، به خصوص خانواده و همكارانش سازش كند . او درك مي كند كه انتظارات اجتماع از او چيست و تا اندازه زيادي قادر است خود را با اين توقعات تطبيق دهد. همچنين او آماده قبول مسئوليت است و نسبت به محدوديتهاي خود آگاهي دارد.

يكي از مهمترين عوامل رشد ، مقدار و چگونگي رشد عاطفي است . مثلا شخص ممكن است سي يا چهل سال عمر كرده باشد ، ولي از لحاظ رشد عاطفي عقب مانده محسوب شود . چنين شخصي قدرت كنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتيجه زندگي زناشويي او مختل مي شود.

شخصي كه رشد عاطفي كرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشكلات زندگي نظريه واقع بينانه اي دارد. او داراي فلسفه زندگي معيني است كه بر اساس آن مي تواند از بحرانهاي دايمي زندگي جلوگيري كند . او به پيشرفت هاي فعلي خود متكي است و زياد به گذشته خود ، هر چند هم با شكوه بوده باشد ، اتكا ندارد. در ضمن به مطالبي از قبيل امور جنسي ،‌ عشق ، ازدواج و تربيت كودك با روشنفكري مي نگرد.

2 - توافق و طرز فكر

مسئله مهمي كه قبل از ازدواج وجود دارد ‍ ، اين است كه جوانان قبل از وارد شدن به زندگي زناشويي ‍ ، د رموضوع هاي مهم زندگي توافق نظر داشته باشند و اين توافق معمولا روي علايق و طرز فكر قرار مي گيرد.

طرز تفكر ‍، موضوع بسيار مهمي است ؛ زيرا بر اساس آن ‹‹ فلسفه زندگي ›› هر فردي ريخته مي شود. براي روشن شدن مطلب چند مثال ذكر مي گردد: آيا زن و مردي كه خيال ازدواج دارند به يك اندازه جاه طلب هستند يا اينكه يكي از آنها خيلي جاده طلب و ديگري معتقد به داشتن زندگي آرام و آهسته و بي دردسري است . اگر در اين مورد ، مرد ،‌ شخص جاه طلبي است ‍ ، شايد مضار آن زياد نباشد ، اگر چه ممكن است زن او از اينكه شوهرش ساعات طولاني مشغول به كار است آزرده گردد. ولي اگر زن بي اندازه جاه طلب باشد ‍، سعي خواهد كرد تا شوهر راحت طلب و تنبل خود را به اصرار و پافشاري به كار بكشد و او را مجبور به پذيرفتن مشاغلي كند كه از عهده استعداد و علاقه اش خارج است ،‌ و اين وضع با موفقيت و خوشبختي زناشويي تباين دارد.

نظريات سياسي ، مي تواند عوامل اختلافات زناشويي شود ، زيرا با افراطي بودن يكي و محافظه كار بودن ديگري ، امكان تصادم افكار زياد است. البته حتما نبايد نظريات سياسي دو همسر شباهت كامل به هم داشته باشد ولي صلاح در اين است كه از لحاظ عقايد سياسي در دو قطب مخالف قرار نگيرند.

مسئله مهم ديگر در زناشويي ، توافقي است كه زن و شوهر در مورد قضاوت درباره مسائل زندگي دارند. مثلا اگر شوهر ،‌ فردي تخيلي و ايده آليست ، ولي زن شخص واقع بين و به اصطلاح رئاليست باشد ، شوهر ممكن است از رويه خشك و زياده از حد مادي زن خود خسته شود و احساس كند كه زنش قدرت درك معنويات و ظرايف زندگي را ندارد. زن واقع بين نيز ممكن است از دست شوهر تخيلي و فلسفه باف خود به ستوه آيد و او را آدمي خيالباف ،‌ تنبل و دور از حقيقت زندگي بداند و مكرر آرزو كند كه اي كاش شوهرش قدري به خود بيايد و واقعيات زندگي را آن طور كه هست مشاهده كند. در چنين موقعي امكان وجود يك كانون خوشبختي كم است.

البته علايق رابطه نزديكي با طرز تفكر دارد و شامل فعاليتهاي متعدد روزانه از قبيل رفتن به سينما ، تئاتر ،‌كنسرت ، گوش دادن به راديو و تماشاي تلويزيون ، خواندن كتاب ‍ ،‌ رفتن به مهماني ،‌ سخنراني ها و امثال آن مي گردد. البته نبايد انتظار داشت كه زن و شوهر در همه اين علايق با يكديگر توافق داشته باشند ، ولي براي سعادت خانواده توافق كلي در قسمت عمده اي از علايق ضرورت دارد.

3 - عقايد مذهبي

شباهت در عقايد مذهبي به قدري در سعادت كانون زناشويي اهميت دارد كه روان شناسان ،‌ ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را معمولا غير عاقلانه مي دانند . دلايل اين نظريه بسيار است.

در وهله اول ،‌اگر تنها يكي از دو همسر به عقايد مذهبي خود با ايمان كامل پايبند باشد ، امكان اختلاف نظر در اين مورد زياد خواهد بود. به علاوه آنچه كه در اين زمينه اهميت دارد ، تربيت كودكان بر حسب عقايد مذهبي به خصوص است.

يكي ديگر ا زمشكلات ازدواج افرادي كه داراي مذاهب مختلفند ، مخالفت اولياء آنهاست ، زيرا اين مسئله اغلب باعث جدايي جوان از پدر و مادر خود مي شود و بعدها ممكن است هر يك از طرفين تقصير اين جدايي را به گردن همسر خود بيندازد. ولي اگر يكي از طرفين مسئله مذهب را جدي نگيرد ،‌احتمالا مشكل حادي پيش نخواهد آمد.

نكته بسيار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج :

بسيار پيش آمده است كه دو نفر قبل از ازدواج از مفاهيم كلي در مورد مذهب استفاده مي كنند و هر دو توافق پيدا مي كنند ولي بعد از ازدواج ، در نمودها و مصاديق آن موارد كلي ، دچار اختلاف مي شوند.

مثلا ، هر دو مي گويند مسلمانيم ، هر دو از صداقت ،‌ ايمان ،‌ حجاب و .... حمايت مي كنند .

ولي در برخورد با مسائل و جزئيات زندگي ، برداشتها و اختلافهاي جدي پيدا مي كنند.

يكي حجاب را چادر مي داند ، ديگري هيچ اعتقادي به چادر يا حتي به مانتو هم اعتقاد ندارد.

يكي هرگونه موسيقي را حرام مي شمارد ، ديگري موسيقي را آرامش روح مي داند.

يكي زندگي مرفه را در تعارض با مذهب نمي داند ،‌ ديگري رفاه گرايي را در تضاد با مذهب خود مي داند.

يكي پذيرائي مهمان زياد را در منزل ، مهمان نوازي دانسته و مي گويد : در خانه من، به روي همه باز است و من مهمان نواز هستم ،‌ ديگري ميگويد مگر خانه ما ،‌ كاروانسراست كه درش بروي هر كسي باز باشد. و ديگري را ولخرج مي شمارد.

يكي براي مسافرت ، مشهد و زيارت را در نظر مي گيرد ، ديگري دوست دارد به شمال و لب دريا برود . و هزاران مسئله ريز و درشت ديگر در زندگي مشتركشان پيش مي آيد ،‌ كه با تولد فرزندان حادتر مي شود ،‌ چون تفاوت در سبك تربيتي فرزندان را نيز شامل مي گردد. و هر كدام سعي دارد با زير و بمهاي ارزشي خود ، فرزندان را تربيت كند.

لذا توصيه مي شود ، كه قبل از ازدواج ، فقط روي مفاهيم كلي بحث نشود ، و به نمودها ، مصاديق و مثالهاي عيني آن توجه شود . سعي شود با مثالهايي ، طرف مقابل را در موقعيت هاي عيني و واقعي قرار داد.

منبع وب سايت همدردي 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 1:5  توسط علي سلطاني مجد  | 

چقدر نامزدی خوبه !

 

 

چقدر نامزدی خوبه !

منبع: چگونه موفق و خوشبخت باشیم، نویسنده هاتسن، ترجمه حکیمه عظیمی


حفظ قلب

دورانی که چه بسا از شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین روزهای تمام عمر هر زوجی محسوب می شود. ولی به راستی این دوران برای چه کاری پیش بینی شده است. وقت چه کاری است؟ چه کارهایی را باید در این دوران انجام داد و چه کارهایی را نه ؟!...

ملاقات و گفتگو و دیدار زوجین در این دوران نه تنها به آرامش روحی و ایجاد فضای مناسب برای شناخت بیشتر کمک می کند ، بلکه مجال بیشتری را برای نزدیکی خانواده های دو طرف نیز فراهم می سازد. بنابراین رعایت برخی نکات در ملاقات ها می تواند به مفید بودن آن کمک کند.

دیدارها

زوجین باید قبل از هر چیز، جهت قرار ملاقات ها با هم به توافق برسند. البته لازم است که خانواده ها را در جریان توافق خود قرار دهند. چرا که خانواده عروس باید از زمان حضور دامادشان مطلع باشند تا آمادگی لازم جهت پذیرایی را داشته باشند و آقای داماد با عدم هماهنگی برنامه ها و احیاناً نامناسب بودن اوضاع ظاهری عروس خانم روبرو نمیشود. پس اعلام تلفنی قبل از به راه افتادن کاری بسیار به جاست.

وضع ظاهری

رسیدگی به وضع ظاهری داماد برای دیدار عروس خانم لازم است. پس آقایان اصلاح موهای سر، مرتب و تمیز بودن لباس و استفاده از عطر مورد علاقه عروس خانم را فراموش نکنند. عروس خانم هم بهتر است لباسی را بپوشد که به قول معروف بیشتر به او می آید و با آن از جذابیت بیشتری برخوردار می شود.

هدیه مناسب

خرید هدیه مناسب یا گل، برای عروس خانم سبب خشنودی او شده و این علقه را محکم تر می کند. ولی اگر در شرایط خاصی قادر به تهیه آن نیستیم ، حتماً به عروس خانم بگوییم «دلم می خواست هدیه ای برای شما تهیه کنم ولی فرصت مناسبی برای انتخاب آن پیدا نکردم. اما به محض شناخت سلیقه شما این کار را انجام خواهم داد.»

به خاطر داشته باشید: همسری که زودتر از دیگری، از علایق و سلیقه های همسرش مطلع می شود، موفق تر است. راستی یادم رفت بگویم: حتماً روی بسته بندی کادو را با جمله « دوستت دارم » زینت دهید! (این را که خودتان می دانستید، این طور نیست؟!)

ولخرجی

اگر قرار است با همسر خود به گردش بروید، حتماً به اندازه کافی پول بردارید. چرا که در این دوران خانم ها به شدت نگران خست مردها هستند. در غیر این صورت عروس خانم با خود می گوید: "سالی که نکوست از بهارش پیداست."

چه بگوئیم؟

قبل از دیدار دو نفره، باید ملاقات با گفتگو و احوالپرسی با خانواده عروس یا داماد صورت گیرد، آن هم با عباراتی گرم و صمیمانه که حکایت از شدت علاقه؛ دیدار خانواده دارد.

تعریف کردن از یکدیگر، نوع رفتار، لباس و وضعیت ظاهری یکدیگر بر جذابیت این دیدار می افزاید. پس صرفه جویی نکنید و احساسات خود را به زبان بیاورید. بهتر است بیان این احساسات به زیباترین شکل موجود صورت گیرد. به طوری که زوجین یادآوری آن را برای سالیان دراز، قوت قلب خود قرار دهند. پس در این موضع، سکوت نمی تواند معنای خوبی داشته باشد. چرا که گاه سکوت کردن نشانه تردید داشتن تلقی می شود.

به خاطر داشته باشید که اگر یکی یا هر دوی شما کلاً فردی کم حرف و ساکت هستید، حتماً در اولین جلسه ملاقات این خصوصیت را بیان کنید تا سبب نگرانی طرف مقابل نشود.
باید سعی شود گفتگوها در عین رسایی، گرمی و به جا بودن، با زبانی نرم و لین بیان شوند.

پس از صراحت لهجه یا به اصلاح «رک بودن» و جملات ابهام آمیز بپرهیزید. بعضی از زوجین، از پر حرف بودن طرف مقابل گله می کنند و می گویند: که ایشان اصلاً مجال صحبت کردن به من را نمی دهد. پس گفتگویی خوب است که به طور متناوب باشد، یعنی یکی گوینده باشد و دیگری سکوت کند و برعکس.

نکته مهم دیگری که در این گفتگوها لازم بلکه اساسی است، رعایت صداقت است. دروغ گفتن از لطف کلام می کاهد و تداوم زندگی مشترک را به مخاطره می اندازد. اگر زوجین بدانند که دروغگویی تا چه حد مبنای زندگی مشترک را متزلزل می سازد، هرگز دروغ نمی گویند. در این پروسه به خاطر داشته باشید که همسرتان را آن طور که هست بپذیرید و با تحقیر او موجبات دروغگویی او را فراهم نکنید.

آیا باید هر راستی را گفت؟
زن و شوهر باید به هم راست بگویند ولی آیا ضرورت دارد که هر راستی را بگویند؟

خیر؛ یکی از مشکلات جدی در زندگی مشترک از همین جا پیدا می شود. پس زوج جوان بدانند که فاش کردن اسرار خانوادگی و خود ضرورت دارد و از هر راستی که ممکن است از علاقه یکدیگر بکاهد، حتماً پرهیز کنند.

خانمی گفت خودم زندگی خودم را تباه کردم. از او پرسیدم چرا؟ او اضافه کرد: در روزهای نامزدی اوقات خوشی را با هم می گذراندیم تا این که صداقت من گل کرد و به نامزدم گفتم من قبل از تو چهار سال و اندی با یک پسر دوست بودم و آن را از تو پنهان کرده بودم . از او پرسیدم او چه کرد؟ و گفت : کار خاصی نکرد. ما با هم زندگی کردیم ولی فکر می کنم روزهای خوش من در همان چند ماه اول خلاصه شد...!

پرهیز از مقایسه همسر با دیگران

اگرچه مقایسه ها ممکن است براساس نیت خیر و به قصد اصلاح طرف مقابل انجام شود ، اما بهتر است از روش های مناسب جهت تغییر و اصلاح فرد بهره گرفته شود.

پرهیز از طولانی شدن زیاد دوره عقد

یکی از مسائلیکه گاه باعث می شود دوران عقد به ازدواج ختم نشود، طولانی شدن بیش از حد دوران عقد است. به ویژه وقتی که زوجین از تجربیات کمتری برخوردار باشند و عوامل تشدید کننده ای همچون مداخلات خانواده نیز در کار باشد. نگرانی ، احساس بلاتکلیفی، تکدر خاطر دختر و خانواده او از وضعیت موجود و خدای ناکرده به هم خوردن نامزدی از عوارض عقد طولانی است.

محبت متقابل

وجود نگرش های غلط، یکی از موانع محبت است. مثلاً دیده می شود که برخی می گویند اگر به همسر خود محبت کنیم، سوءاستفاده می کند، توقعات او بالا می رود یا حساب نمی برد، لذا از اظهار محبت دریغ می کنند. مراد از محبت، محبت افراطی نیست و محبت به جا و به اندازه درهر زمان و برای هر کجا و درهر سن وسالی لازم است.


منبع: چگونه موفق و خوشبخت باشیم، نویسنده هاتسن، ترجمه حکیمه عظیمی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 0:55  توسط علي سلطاني مجد  | 

گاهی آقایان از روابط جنسی سرد میشوند .چرا؟

 

گاهی آقایان از روابط جنسی سرد میشوند .چرا؟

منبع پايگاه همسران جوان
 


مردان موجوداتي هستند ذاتا خشن، دليل اين خشن بودن را ميتوان در تاريخ جستجو كرد، وقتي كه مردان از قديم الايام ( نه حالا در عصر فمنیسم ! ) وظيفه داشتند تا كارهاي سخت را انجام بدهند، درنتیجه نياز به روحيه و جسمي خشن داشتند تا بقا بشريت حفظ شود، چون اگر اين نبود و مردان با زنان يكسان بودند، ديگر هيچ خانه اي ساخته نميشد، هيچ غذايي شكار نميشد و تا به الان نسل بشريت به احتمال زياد منقرض ميشد ! لذا ميبينيم كه اين ویژگی خشن بودن، ویژگی مثبتي است و براي حفظ بقا و تكامل بشريت بايد در كنار روحيه آرام زنان قرار گيرد.
فمنیست ها و زن سالارها : « به این خروس نگاه کنید، آیا بدون آن تاج و دمش خروس می شود؟ پس چرا خیال می کنید که با چیندن دم و تاج مردان میتوانید خوش بخت شوید و مطمئن هم باشید که مرداتان مرد باقی مانده است و زندگی تان در امنیت تمام گرم گرم شده است ؟ »

مردان، ذاتا به دليل همين روحيه شان به دنبال فرمانفرمايي هستند، فرمان فرمايي كه به مرد در روابط خانوادگي اش احساس قدرت بدهد، اشتباه نكنيد كه قدرت به معناي ديكتاتوري یا استبداد و یا حتی پدر سالاری صرف نيست ! بلكه قدرت به اين معنا است كه مرد بايد در روباطش با جنس مخالف احساس كرامت و موثر بودن بكند، براي حضم اين جملات بايد به اين مثل از يك استاد روانشناسي دانشگاه تهران ( که متاسفانه اسمشان را فراموش کرده ام ) اشاره كنم كه ميگفتند: « مرد بايد در خانه پادشاه و زن نخست وزير باشد » يعني اينكه با وجود اينكه مرد بايد فقط يك مقام تشريفاتي در درون خانه داشته باشد و اصل كار در دست ديگري باشد اما بايد كرامت و ابهت مرد درخانه حفظ شود تا اين خانه به يكي از گرم ترين و زيبا ترين عواطف انساني آراسته شود. ( ملاک از مثل نخست وزیر و پادشاه، کشورهای مشروطه ای همچون انگستان است، پس اشتباه نکنید ! )
همان طور كه زنان براي شكوفايي احساسات و عواطفشان نياز به امنيت در روابطشان هستند، مردان نيز به فراخور طبيعتشان نيازمند، ابهت اند تا بتوانند احساساتشان را بروز دهند و به شكوفايي مطلوبي كه ميتواند بزرگترين تضمين هاي امنيتي را به زنان بدهد برساند، لذا مشاهده ميكنيم كه همواره اگر بخواهيم بهترين حالت را در روابط زناشويي داشته باشيد بايد از معادله ( دادن احساس احترام و ابهت به مردان = گرفتن احساس امنيت و تعهد برای زنان ) استفاده كنيد، سرد كنندهاي زير اين معادله را برهم ميزنند و نتيجه اش اين ميشود كه مردتان، يا از شما زده شود و به شما در خفا خيانت ميكند، يا كار را براي هميشه تمام كند و شما را طلاق دهد و يا دربهترین حالت اگر آدم با اخلاق و با ایمانی باشد. با اينكه از شما متنفر است تا آخر عمر شما را تحمل ميكند و شما را از آنچه كه در روابط زناشیویی نيازمندش هستيد و حقتان است، محروم سازد.

سر كننده هاي جنسي مردان :

خانمهاي عزيز از نحسي اين 20عمل بپرهيزيد، زيرا عواقبش در نهايت گريبان گير خودتان خواهد شد ! ( از ما گفتن )
1- زنهايي كه به گونه اي رفتار ميكنند كه گويي از سكس و معاشقه خوششان نمي آيد.
2- زنهايي كه هيچ وقت شروع كننده نيستند.
3- زنهايي كه نسبت به بدن مردها شناخت كافي ندارند.
4- زنهايي كه بار رسيدن به اوج نقطه جنسي را به مرد شان واگذار ميكنند.
5- زنهايي كه در رخت خواب مثل پليس رفتار ميكنند
6- زنهايي كه مثل جسد در رختخواب بي حركت و بي عكس العمل ميباشند.
7- زن هايي كه در رختخواب زياد حرف ميزنند.
8- زنهايي كه زياد مراقب بهداشت و زيبايي خود نيستند ( موهاي زهار بلند، پاهاي پشمالو، دهان بد بو، سبيل ! ، بوي عرق متعفن، لباسهاي نامرتب، رژيم غذايي ناسالم، موهاي بيش از حد آرايش شده و تافت خورده، فرج هاي بد بو !، پيه شكم، پوست هاي ترك خورده، صورتهاي ماست مالي شده و پوشيده از خروارها كرم پودر و رژ لب !، ناخن هاي شكسته و پوسته پوسته شده، لاك ناخن ورق شده و … )
9- زنهايي كه خودشان از ظاهر و قيافه خود خوششان نمي آيد و مرتبا خودشان را پايين مي آورند و تحقير ميكنند ( مسلم است كه اگر خودتان را پايين بگيرد پايين هم مي آييد و اگر بالا بگيريد بالا ميرويد، ديگر توضيحي ندارم جز اينكه به؛ خودتان اعتماد داشته باشيد و هرگز جلوي همسرتان خودتان را پايين نياورد كه اگر بكنيد، خودتان كرديد كه لعنت بر خودتان باد ! )
10- زنهايي كه بيش از اندازه به ظاهر و قيافه خودشان حساس اند.
11- زنهايي كه دوست ندارند معاشقه دريافت كنند.
12- زنهايي كه به هنگام بوسيدن زياد از زبانشون استفاده ميكنند.
13- زنهايي كه بيش از حد جدي هستند.
14- زنهايي كه بيش از حد به مردشان وابسته هستند.
15- زنهاي احمق و سطحي ( یا به اصطلاح ژورنالیستی زرد ! )
16- زنهايي كه فقط به وضع مالي و اقتصادي مرد اهميت ميدهند.
17- زنهايي كه با استفاده از بدن و جنسيت خود مردها را بازي ميدهند.
18- زن هايي كه مدام از نامزد يا همسر قبلي شان صحبت ميكنند.
19- زن هايي كه به لحاظ جنسي خود انگيخته نيستند.
20- زن هايي كه لباس زير كهنه زشت ميپوشند.

منبع پايگاه همسران جوان

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 0:11  توسط علي سلطاني مجد  | 

  آنچه خانمتان در همخوابي انتظار دارد

 

 آنچه خانمتان در همخوابي انتظار دارد

منبع  پايگاه همسران جوان با كمي تغييرات توسط سايت asheghi4u.net

 مردان زيادي همواره اين سوال را مطرح ميكنند که چه کاري بايد انجام دهند تا دفعات رابطه جنسي با همسرشان را افزايش دهند .  آنچه که آنها درك نمي كنند اين است که با ايجاد چند تغيير کوچك ،ممكن است قادر باشند نه تنها دفعات بلكه کيفيت اعمال جنسيشان را نيز افزايش دهند.

آنها خود به ما ميگويند چه کار کنيم !   از بسياري از خانمها  سؤال شد که مایلند چه تغییراتی در همسرشان و اعمال جنسی او روی دهد تا  به آنها در آميزش کمك کند .

 در اينجا آنچه که اين زنان عنوان کردند را بدون هيچگونه دسته بندی خاص بيان مي كنیم:

معاشقه ناکافي

 يك لحظه صبر کنيد، اين آن چيزي نيست که شما فكر ميكنيد … بسيار خوب، تا حدودی هست . تنها بدانید هر زنی در دنيا آرزو مي كند اي کاش مردش زماني را براي تحريك او تا آخرين سطح ممکن صرف کند . اما این  فقط شامل بوسيدن دهان و گونه هایش نمي شود. زنان مايلند براي انها وقت بيشتري صرف كنيد عموما اكثر مردان رابطه جنسي را فقط دخول ميدانند اين در صورتيست كه زنان  بيشتر تمايل به معاشقه ، نوازش و ساير اعمال را دارند چون زنان ديرتر از مردان تحريك ميشوند و اكثر مواقع تا مرحله تحريك زنان اغاز ميشود مرد ارضاء شده و پس از ارضاء شدن كم محلي كرده و انگار نه انگار .

 از اين بيشتر، آيا سعي کرده ايد حتي يكبار تا حالا وقتي براي قدرداني از همسرتان بگذارید . این لزوما به این معني نيست که مثلا  برايش طلا و جواهر بخريد، بلكه تنها به او بگوئيید که چقدر زیباست یا شیوه راه رفتن وی برای شما تحريك کننده است.

بعلاوه، اگر شما هميشه با وي مثل يك خانم رفتار مي كنيد، بدين ترتيب او را وادار خواهيد کرد هر چیزی باشد جز انساني با خواهشهاي جنسي در اتاق خواب . در بيرون اتاق خواب يك جنتلمن باشيد، بي هیچ بهانه ای او را با تمام احساس ببوسید و وادارش کنید که به همان مهمی که شما فکر می کنید هست ، احساس کند ، بی آنکه خواسته باشيد ،او با شما مانند يك سلطان رفتار خواهد کرد.

اكثر مردها فقط و فقط به خواسته هاي جنسي خود فكر ميكنند و خواسته هاي جنسي همسرشان را ناديده ميگيرند فراموش نكنيم كه رابطه جنسي بر ساير رفتارهاي زناشوئي تاثير گذار است و گاهي وقتها ما با مشكلاتي روبرو مي شويم كه علت انرا نميدانيم اما هنگام مراجعه به مشاور و ريشه يابي متوجه مي شويم كه رابطه از كجا مشكل دارد  .

منبع  پايگاه همسران جوان با كمي تغييرات توسط سايت asheghi4u.net

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 0:6  توسط علي سلطاني مجد  |